كدخبر: ۵۰۶۸
تاريخ انتشار: ۰۷ مهر ۱۳۸۸ - ۰۵:۱۴
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
بيانيه شماره 13 مهندس موسوى منتشر شد
اسلام رحمانى درمان دردهاى ماست
ميرحسين موسوى ديروز بيانيه شماره 13 خود را منتشر کرد. در ابتداى اين بيانيه با اشاره به راهپيمايى روز قدس آمده است:

راهپيمايى روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون ترديد يک نقطه عطف محسوب مى‌شود. نتايجى بسيار مبارک از آنچه در اين مناسبت اتفاق افتاد انتظار مى‌رود که مختص به يک سليقه و يک گرايش نيست، بلکه فضلى عام و دستاوردى براى تمام کسانى است که در اين سرزمين ريشه دارند، حتى اگر برخى از آنها به خاطر پيشداورى‌هاى نادرست اينک و امروز نتوانند اين نعمت و رحمت را لمس کنند.

اين برکت، ميوه دورانديشى‌هاى امام بود. او بارها به ما مى‌گفت بنيان‌هاى درست را چنان بگذاريد که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شايد ما نتوانسته باشيم حق اين رهنمود را به درستى ادا کنيم، ولى او خود در سيره‌اش اين‌گونه عمل مى‌کرد؛ تمامى ستون‌هاى جمهورى اسلامى را بر پايه‌هايى از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندين سنت و ميعاد براى حضور عملى آنان در صحنه قرار داد، تا کسى قادر نباشد اين شالوده را ديگرگون کند.

روز قدس از جمله اين ميعادهاست. با چنين سنتى نمى‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنين دعوتى نمى‌توان بدون تامين و ترويج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او اين مناسبت را نه فقط مختص به فلسطين، که روز مستضعفين و اسلام ناميد تا کمترين شائبه‌اى باقى نگذارد. اينک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز براى پر کردن مستمر صحنه از حضورهاى ميليونى مردم معلوم مى‌شود.

سى سال پيش از اين امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هايشان بر روى درد مشترکى که تمامى آنان را مى‌آزرد همصدا شوند. چقدر اين پيام با سخن امروز ما نزديک است؛ اسلام نگفته است براى آن که وحدت پيدا کنيم بايد مثل هم بينديشيم. آن وحدتى که ما بدان دعوت شده‌ايم در عين قبول تفاوت‌هاست و قدس روزى است که مسلمانان بايد با تحمل تنوع در ديدگاه‌هاى خود، درمان دردهاى مشترک‌شان را دنبال کنند. از اين روست که اگر اين مناسبت به يک پسند سياسى تعلق يابد سال به سال شکوه خود را از دست مى‌دهد؛ آثارى که برايش آرزو شده است، باقى نمى‌گذارد و ديگر نمى‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان اين روز آن است که رنگ‌هاى گوناگون را آميخته با يکديگر به صحنه بياورد. وى مى‌افزايد: اتفاقا اينجانب آخرين جمعه از رمضان امسال را در ميان کسانى حاضر شدم که جمعى از آنان با مشت‌هاى گره کرده به پيشوازم آمده بودند و برايم آرزوى مرگ داشتند.

در مسير پرهياهويى که بايکديگر همراه شده بوديم سيمايشان را مرور مى‌کردم و مى‌ديدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم و مى‌ديدم پيروزى ما آن چيزى نيست که در آن کسى شکست بخورد. همه بايد با هم کامياب شويم، اگرچه برخى مژده اين کاميابى را ديرتر درک کنند.

مهندس موسوى با اشاره به مخالفان حضور سبزها در راهپيمايى روز قدس مى‌نويسد: آنها به واضح‌ترين شکل دريافتند که سه ماه خشونت بى‌سابقه کمترين اثرى در حضور مردم به جاى نگذاشته ، بلکه آن را فراگيرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه ديگر که ميقات بهمن فرا برسد، آنان بى‌نتيجه و پرخطا بودن سياست‌هاى خود را ملاقات نمى‌کردند و زمانى با هزينه‌هاى سنگين عملکرد خود روبرو مى‌شدند که براى چاره‌ کردن بسيار دير بود. خشونت چاره ساز نيست. ادخلوا فى السلم کافه؛ همگى در مسالمت وارد شويد. نخست وزير دوران دفاع مقدس مى نويسد: ما به اندازه‌اى که از خود صبر و خرد نشان بدهيم از کوشش‌هايمان نتيجه مى‌گيريم و اگر به سوى تندروى‌هاى بى‌‌دليل بلغزيم چه بسا که حاصل يک هفته و يک ماه تلاش را در يک روز و يک صحنه جا بگذاريم. مردم ما از آن رو خود را شايسته رفتارهايى مناسب‌تر[...] مى‌بينند که هوشيار و خردمندند،‌ و خردمند کسى است که نه فقط ميان خوب و بد، بلکه ميان خوب و خوبتر و بد و بدتر تميز بدهد. خوبتر از نتايجى که در روز قدس به دست آورديم هنوز وجود دارد، کما اين که بدتر از وضعيتى که از آن رنج مى‌بريم و بدان اعتراض مى‌کنيم نيز هست. در پيش‌رو و در شرايط تاريخى ما تصوير روشنى از نتايج رفتارهاى ساختارشکنانه نيست. همان‌گونه که در نامه فرستاده شده براى تمامى مراجع تقليد به عرض رسيد افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوى سرزمين ما هستند که هرگز نبايد آنها را از نظر دور کنيم. البته اين عبرت‌ها ما را از استيفاى حقوقمان منصرف نمى‌کنند، زيرا ما آن صبورى و دانايى را داريم که بدون پرداختن چنين هزينه‌‌هاى سنگينى سرنوشت خود را بهبود ببخشيم.

آن چيزى که مى‌تواند اين هدف بزرگ را محقق کند پايبندى به شعارهاى زرينى است که انتخاب کرده‌ايم. هيچ کلمه‌اى که دوستى و برادرى ميان مردم را تحت تاثير قرار دهد به بازسازى هويت و وحدت ملى ما نمى‌انجامد. ما اسلام رحمانى را درمان دردهاى خود مى‌دانيم. بيانيه مى‌افزايد: ما خواستار اجراى بدون تنازل قانون اساسى و بازگشت جمهورى اسلامى به اصالت اخلاقى نخستينش هستيم. ما جمهورى اسلامى نه يک کلمه کم نه يک کلمه زياد را مى‌خواهيم و آنانى را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب مى‌شناسيم که با بهانه و بى‌بهانه از موازين اسلامى عدول مى‌کنند و بنا بر اميال شخصى به تعطيل اصول قانون اساسى دست مى‌زنند. عضو مجمع تشخيص مصلحت نوشته است : ما تنها در صورتى به اطمينان مى‌رسيم که دستاوردهاى سياسى - اجتماعى خود را به زندگى‌هاى روزمره‌مان متکى کنيم. در طول يک قرن گذشته مردم ما از اين قبيل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکى به مبارزه بوده است؛ تا فضاى جهاد و تلاش وجود داشت اين دستاوردها زنده بود و همين که مردم خسته مى‌شدند يا تصور مى‌کردند بايد به خانه‌هايشان بازگردند محصول از ميان مى‌رفت. مبارزه امرى مقدس است، اما دائمى نيست. آنچه دائمى است زندگى است.

اين درسى است که ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختيم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌هاى جنگ حاضر مى‌شدند؛ گروه نخست ايام جنگ را مبارزه کردند و سپس به نظرشان رسيد وقت زندگى کردن رسيده است؛ وقت آن که پول روى پول بگذارند و برج روى برج بسازند و گروه دوم که براى معنويتى سرشارتر به جبهه مى‌رفتند. آنها براى ايثار کردن عازم جبهه نمى‌شدند؛ مى‌رفتند تا از فضاى نورانى‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شايد براى کسانى که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم اين کلمات آسان نباشد، اما واقعيت دارد. نه آن که ايثار نمى‌کردند؛ نامدارترين قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهايى که به دست مى‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگى مى‌کنند. آنها سال‌هاى جنگ را زندگى کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌اى آرام براى پاسدارى از حياتي، يا لااقل خاطره حياتى که چشيده بودند. اگر آنها نبودند ما نمى‌توانستيم هشت سال با دستان خالى بايستيم.

در زمان انتخابات وقتى گروهى از آنان مرا مفتخر کردند و کميته ايثارگران را به عنوان يکى از فعال‌ترين بخش‌هاى ستاد اينجانب شکل دادند احساس سربلندى مى‌کردم و چون مى‌گفتند به اميد تجديد نورانيت ايام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگين‌تر مى‌ديدم. بعيد مى‌دانم کسى در ميان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزى قرار دارند که همه ما را به يکديگر پيوند داده است.

به تاسى از آنان ما نيز بايد راه سبز اميد را زندگى کنيم؛ در اين صورت همان معجزه‌اى که آنان آفريدند در انتظار ما نيز هست. اهميت روز قدس امسال در اين بود که نشان داد حيات جديدى که مردم انتخاب کرده‌اند امرى گذرا و موقتى نيست. اگر همه در خانه‌هايمان نشسته بوديم و در عين حال اين پيام با همين صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هيچ کمتر نبود.
راه سبز را زندگى کردن يعنى هر روز و هر زمان که در خانه‌هايمان و سرکارمان و در کوچه و خيابان و بر سر معيشت‌هاى روزمره خود هستيم اين پيام با غيرقابل انکارترين ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ايرانى بودن و اين زمانى بودن ما تکرار مى‌شود.

وقتى که سخن از تقويت شبکه‌هاى اجتماعى و يا زندگى کردن راه سبز مى‌شود بلافاصله مى‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستيد. سخن از آن نيست شبکه‌هاى اجتماعى که وجود ندارند را شکل دهيم و قدرتمند کنيم؛ سخن از آن است که قدرت مردم در شبکه‌هاى اجتماعى است که به صورت طبيعى و به هدايتى فطرى درميانشان شکل گرفته است. بايد اهميت آنها را درک کنيم.

روز قدس امسال نشان داد اين شبکه همچون نوزادى که به راه افتاده باشد با سرعتى باورنکردنى در حال رشد است؛ به زودى سخن گفتن را هم آغاز مى‌کند و به زودى بالغ مى‌شود و همگان را به تحسين و احترام نسبت به خود وا مى‌دارد. آن وظيفه‌اى که بر عهده ما قرار دارد آن است که با تکثير انديشه‌هايى که در حوالى آن شکل مى‌گيرد و با تذکر دائمى اهميت اين پديده مبارک از آن پرستارى کنيم.

به همين ترتيب اگر گفته مى‌‌شود راه سبز را بايد زندگى کرد سخن پيچيده و تازه‌اى و دعوت به امرى ناشناخته نيست. بلکه توجه دادن به همان چيزى است که داريد تجربه مى‌کنيد و اين که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهاى پيشين، آغاز نوعى از زندگى است. در همصدايى‌ها و پيوندها و چشم‌پوشى‌ها و يکرنگى‌ها و هوشمندى‌ها و سرزندگى‌هايى که ادامه اين مسير مستلزم آن است حظى وجود دارد که زندگى را سرشارتر مى‌کند.

علاوه بر آن در دانايى ملت ما قدرتى هست که او را از تحمل بسيارى رنج‌ها بى‌نياز مى‌کند. مردم ما براى استيفاى حقوق خود از پرداختن هزينه مضايقه ندارند، زيرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عين حال اگر براى نتايجى که از حرکات اجتماعى خود به دست مى‌آوريم دوام مى‌خواهيم بايد شجاعت و فراست را به هم بياميزيم.

اينک بر اثر سياست خارجى غلط و ماجراجويانه [...] کشور در آستانه بحران‌هايى قرار گرفته است که بيشترين خسارت آن را قشرهاى محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پيش مى‌رفتيم شايد ساده‌انگارانه تصور مى‌کرديم که اين يک امتياز براى راه سبز ماست، اما زمانى که مى‌خواهيم مسير سبز را زندگى کنيم چنين نيست.

اينجا کشور ماست و اين زندگانى ماست و اين ما هستيم که بايد نسبت به چنين مشکلاتى نگران باشيم و حساسيت نشان دهيم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهاى رسمى منتشر شده از سوى مراجع رسمى همين دولت ده‌ها ميليارد دلار از درآمدهاى ارزى کشور را ظرف سال‌هاى گذشته مفقود اعلام مى‌کنند و و مراجعى که بايد درمقابل اين امر واکنش دهند بى‌تفاوت نسبت به حجم اين ارقام که مى‌تواند چند ارتش را تجهيز کند در گيرودار يارکشى‌هاى سياسى افتاده‌اند.

از کداميک از آنان انتظار داريم به رنج‌هايى که بر اثر رفتارهايشان بر مردم تحميل مى‌شود اهميت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگى در اين خاک و بوم را مختل مى‌کند حساسيت نشان ندهيم ديگرى نشان نخواهد داد؛ [...]. زمانى مفقود شدن بيست هزار دلار درخزانه کشور براى ساقط کردن يک دولت کافى بود. اما اينک فريادهاى اخطار نسبت به گم شدن چنين ارقام گزافى کمترين واکنشى بر نمى‌انگيزد.

اخيرا گروهى از اساتيد ايرانى مقيم خارج در نامه‌اى ضمن تشريح برداشت خود از راه سبز اميد هر چيزى که منافع ملت ايران را تامين کند هدف اين جنبش معرفى کرده بودند. بر اين اساس آنان توصيه مى‌کردند که با سپاسگزارى از حمايت ملت‌هاى ديگر ظرف اين چند ماه از آنها بخواهيم در هيچ تحريمى بر عليه ايران شرکت نکنند. اينجانب نظر آنان را پسنديدم و بر آن صحه گذاشتم، زيرا اين نه تحريم يک دولت،‌ بلکه تحميل رنج‌هاى بسيار بر مردمى است که[...] برايشان کافى است. راه سبز را زندگى کردن به اين معناست و ما با اعمال هرگونه تحريمى بر عليه ملت خود مخالفيم.

اين يک نمونه است. کسى به کسانى که اين خواسته را با ما در ميان مى‌گذارند از ضرورت زندگى کردن راه سبز نگفته بود. ما بقى ما نيز از اين ضرورت آگاه باشيم يا نباشيم به هدايتى فطرى در همين مسير هستيم، لذا ضرورت ندارد که اين شيوه را به يکديگر تلقين کنيم؛ تنها کافى است از آن آگاه باشيم و پرستارى کنيم.

زندگى ادامه دارد و افراد موقتى هستند. هر جمعى و جماعتى که سرنوشت خود را به بود و نبودکسان پيوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمى براى تنى يا افرادى از همراهان عادى خود امتيازات بى‌دليل قائل شدند سرانجام تشخيص عقلانى خود را در مقابل خواست آنان واگذار کردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند که در آنان طمع کنند.

مردمى که مى‌خواهند سرپاى خود بايستند و حياتى کريمانه را تجربه کنند جا دارد که از نخستين قدم‌هايى که به ناکامى‌‌شان مى‌انجامد بابيشترين دقت‌ها پيشگيرى کنند. تولد اينجانب نه هفتم مهر که روز آشنايى با شماست. حتى اگر روز هفتم مهر به دنيا آمده بودم نيز جا نداشت حرکت شما به کيش شخصيت آلوده شود. اميدوارم اين کلمات مرا صميمانه و از سر نگرانى و نه يک شکسته‌ نفسى بى‌حقيقت و تعارف‌ گونه تلقى کنيد.

منبع: روزنامه حیات نو


نظرات بینندگان:
به نظر من آقای موسوی فقط و فقط یک فریب خورده است و جون در خیانتی که در نظر داشت به این نظام و حکومت و مردم روا دارد موفق نشد حالا دست به فلسفه چینی زده . ایشان نمونه بارز طلحه و زبیرهای زمان هستند
من 40 ماه جبهه دارم تو فقط بگو حتی جرات نکردی یکبار هم نزدیک جبهه بشی حالا به چه حقی رزمندگان رو دسته بندی میکنی .این همه مردم رو فرستادی دم گلوله بس نبود .دنبال یارگیری هستی کور خواندی.البته معلوم نیست اینهارو خودت نوشته باشی یا دیکته کردن!تمام منظورت هم اعلام روز تولدت بود ندید بدید .فرصتت تمومه دنبال دفاعیات مقابل احکم الحاکمین باش که اونجا این رمال بازیها و فریب کاریها به دردت نمیخوره.اگر به ازادی بیان اعتقاد دارید اینو حذف نکنید
من یک خواننده خبر برای اینکه این نظر اولو نوشته واقعا متاسفم بهر حال متاسفانه آدمهای بی عاری هم هستند که اوضاع زمانه امروز ایران زنگ خطر نابودی دین را برایشان به صدا در نیاورده ان شاالله خدا به راه راست هدایتشان کند
الهام بخش و آرامش آفرین بود
درود بر این مرد بزرگ که رسالت تاریخی خویش را با گذشت از تمام تعلقات دنیوی با صلابت به انجام میرساند
* نام:
ايميل:
* نظر:
تازه‌هاي سايت: